چطور دانشجویان میتوانند با کلاسها و مطالعه همگام بمانند
راهکارهای مطالعه برای دانشجویانی که زیر بار کلاس و درس دستوپا میزنند: حجم کار را مدیریت کنید، متنها را به صوت تبدیل کنید و یک چرخه مرور هفتگی داشته باشید.
برای اینکه با کلاسها و مطالعه دانشگاه همگام بمانید، به یک سیستم نیاز دارید که از یک هفته شلوغ جان سالم به در ببرد، نه یک برنامه بینقص که تا هفته سوم رهایش میکنید. خلاصهاش این است: حجم کار را با تشخیص اینکه کجا باید عمیق بخوانید مدیریت کنید، متنهای سنگین را به صوت تبدیل کنید تا وقتهای خالی حساب شوند، و یک چرخه مرور هفتگی داشته باشید که هر چیزی را قبل از فراموشی دوباره میگیرد.
یک چیز را بدانید. هیچکس در دانشگاه به خاطر تنبلی عقب نمیماند. عقب میمانند چون ورودیها هیچوقت تمام نمیشوند. کلاس جدید، فصل جدید، تمرین جدید، هر هفته. راهحل سختتر خواندن نیست. راهحل ساختن ریتمی است که مانع انباشتن کار میشود.
چرا دانشگاه حس میدهد همیشه عقب هستید
دانشگاه ورودیها را سریعتر از آنی روی هم میریزد که هر کسی بتواند همه را به خوبی پردازش کند.
در دوران مدرسه، معلم دو بار ماده درسی را با شما مرور میکند. در دانشگاه، استاد یک بار توضیح میدهد، ۶۰ صفحه تکلیف میدهد و میرود. واکنش پیشفرض این است که سعی کنید همه را با دقت بخوانید، عقب بمانید، و آرام آرام دچار اضطراب شوید.
راهحل ساعت بیشتر نیست. راهحل تصمیمگیری است که چه چیزی واقعاً نیاز به توجه کامل دارد و چه چیزی فقط یک نگاه سریع میخواهد.
- همه متنها به یک اندازه مهم نیستند. بعضی اصلیاند، بعضی زمینهای.
- برای همه کلاسها لازم نیست یادداشت دستنویس مفصل بنویسید. بعضیها فقط باید دنبال کنید.
- همه موضوعات به یک اندازه مرور نمیخواهند. موضوعات سختتر به تکرار بیشتری نیاز دارند.
وقتی قبول کنید که نمیتوانید همه چیز را با عمق کامل انجام دهید، حجم کار دیگر مثل یک دیوار به نظر نمیرسد، بلکه مثل یک فهرست است که میتوانید مرتبش کنید.
قبل از شروع، کارها را دستهبندی کنید
پنج دقیقه وقت بگذارید و هفته را مرتب کنید، قبل از اینکه پنج ساعت سرتان را پایین بیندازید.
هر یکشنبه، نگاهی به کارهای پیش رو بیندازید و آنها را به سه دسته تقسیم کنید:
- باید کاملاً بدانم. هر چیزی که استاد تأکید کرده، هر چیزی که در امتحان میآید، هر چیزی که بقیه مفاهیم روی آن بنا میشود. اینها توجه واقعی شما را میخواهند.
- باید بفهمم. متنهای حمایتی، مثالهای فرعی. ایده اصلی را بگیرید، حفظ نکنید.
- خوب است که نگاهی بیندازم. زمینهای، اختیاری، "برای علاقهمندان." یک نگاه سریع کافی است یا اگر وقت نداشتید کلاً رد کنید.
برای دسته اول فعالانه بخوانید. برای بقیه فقط استدلال اصلی را بگیرید و رد شوید. یک فصل ۶۰ صفحهای معمولاً شاید ۱۵ صفحهاش واقعاً مهم باشد. بقیه مثال و تکرار است.
اگر همه چیز را با همان سرعت آهسته میخوانید، این همان دام است. خواندن دوباره حس مطالعه میدهد ولی تقریباً هیچ کمکی نمیکند.
متنهایتان را به صوت تبدیل کنید تا وقتهای خالی حساب شوند
بزرگترین برد برای یک بار مطالعه سنگین این است که دست بردارید از اینکه فکر کنید خواندن تنها راه ورود است.
هر هفته ساعتها وقت خالی دارید. مسیر کلاس، توی اتوبوس، موقع ظرف شستن، باشگاه. آنجا نمیتوانید کتاب درسی بخوانید، ولی میتوانید گوش بدهید.
پس قبل از یک فصل سنگین، آن را به صوت تبدیل کنید و اجازه بدهید گوشهایتان اول بروند داخل:
- اول پادکست. در Kyonote یک دفترچه برای درس میسازید، PDF فصل یا یادداشتهایتان را میریزید توی آن و پادکست میخواهید. یک مکالمه کوتاه دو نفره پخش میشود که محتوای شما را دقیقاً بر اساس همان چیزی که آپلود کردهاید توضیح میدهد. قسمتهای رایگان تا ۱۰ دقیقه هستند، نسخه Pro تا ۳۰ دقیقه.
- کتاب صوتی برای مرور. وقتی میخواهید یادداشتهایتان با صدا خوانده شوند، حالت کتاب صوتی آنها را با برجسته شدن متن میخواند، خوب برای مرور وقتی دستهایتان مشغول است، مثلاً هفته قبل امتحان.
- بعدش سریعتر بخوانید. وقتی شکل کلی یک موضوع را شنیدهاید، خواندن واقعیاش راحتتر میشود، چون میدانید به کجا میرود.
یک دلیل واقعی پشت کمک کردن صوت هست. ترکیب کلمات با صوت دو مسیر به ذهن میدهد به جای یک مسیر. این درباره "یادگیرنده شنیداری" بودن نیست، آن ایده رد شده. تنوع فقط برای هر کسی روی ماده جدید چنگال بهتری میدهد.
اگر میخواهید کل فرایند را ببینید، هر PDF را به پادکست تبدیل کنید دقیقاً نشان میدهد چطور یک متن تبدیل به یک شنیدنی میشود.
یادداشتهایی بنویسید که دوباره استفاده میکنید
یادداشت خوب در دانشگاه رونویسی نیست. مواد خامی است که بعد برای مرور استفاده میشود.
اشتباه این است که هر چیزی که استاد میگوید بنویسید، که در نهایت صفحاتی میشوند که دیگر هیچوقت بازشان نمیکنید. به جایش ساختار و نکاتی را که بازسازیشان برایتان سخت است ثبت کنید.
- ادعای اصلی و دلیلش را بنویسید، نه هر کلمه روی اسلاید.
- بعد از کلاس جا بگذارید تا سوالات و خلاصه خودتان را اضافه کنید.
- برای هر درس یک جای مشخص نگه دارید تا چیزی توی فایلهای پراکنده گم نشود.
روش یادداشتبرداری کرنل دقیقاً برای همین طراحی شده، با یک ستون برای سرنخهایی که بعد میتوانید از خودتان امتحان بگیرید. پس در لحظه کمتر بنویسید. فقط چیزهایی را بنویسید که واقعاً موقع مرور دوباره استفاده میکنید.
یک چرخه مرور هفتگی داشته باشید
این بخشی است که جلوی شبامتحانی را میگیرد. یک چرخه منظم، هر هفته، همان روز.
دلیل کارکردنش منحنی فراموشی است. بیشتر کلاس را ظرف چند روز از دست میدهید مگر اینکه دوباره برگردید، و یک مرور کوتاه هفتگی این افت را ریست میکند. علمش را در منحنی فراموشی و چطور با آن مقابله کنید توضیح دادهایم.
یک چرخه که در یک برنامه شلوغ جا میشود:
| کِی | چه کاری میکنید | چرا کار میکند |
|---|---|---|
| همزمان با کلاسها | یادداشتها و PDFها را در یک دفترچه برای هر درس بریزید | همه چیز هفته در یک جا جمع میشود |
| میانه هفته، در راه | پادکست از متن سنگین گوش بدهید | اولخوانی بدون هیچ وقت اضافه |
| آخر هفته، ۳۰ دقیقه | فلشکارت و یک تست کوتاه از دفترچه بزنید | حافظه را میآزماید و نقاط ضعف را نشان میدهد |
| قبل از امتحان | یک آزمون شبیهسازی از همان یادداشتها بگیرید | تمرین واقعی است، نه فقط خواندن دوباره |
حرکت کلیدی آخر هفته این است که از خودتان امتحان بگیرید، نه دوباره بخوانید. بیرون کشیدن جواب از ذهن خودتان همان اثر آزمون است، یکی از قابلاعتمادترین یافتههای علم یادگیری، و دقیقاً نشان میدهد چه چیزی هنوز بلد نیستید. بیشتر در یادآوری فعال: روش مطالعه که واقعاً کار میکند توضیح دادهایم.
در Kyonote، همان دفترچه همه اینها را از فایلهای خودتان میسازد: فلشکارتهایی که خودشان ساخته میشوند برای اصطلاحات، و یک تست قبل از اینکه امتحان شما را بیازماید برای آزمون یادآوری. یک منبع، گوش بدهید، تمرین کنید، بعد امتحان بدهید.
یک برنامه ساده برای هفته بعد
لازم نیست کل زندگیتان را زیر و رو کنید. از یک درس شروع کنید، همان که بیشتر از همه فشارش را حس میکنید.
- یکشنبه، مطالعههای هفته را دستهبندی کنید: باید بدانم، باید بفهمم، نگاهی بیندازم.
- برای آن درس یک دفترچه بسازید و فصل و یادداشتهای این هفته را بریزید توی آن.
- توی اولین پیادهروی یا مسیر اتوبوس، پادکست مطالعه را گوش بدهید.
- جمعه، ۳۰ دقیقه روی فلشکارت و یک تست از آن دفترچه وقت بگذارید.
همین هفته این را برای یک درس انجام دهید. اگر چرخه جا افتاد، هفته بعد یک درس دیگر اضافه کنید. همین است تمام راز. بیشتر نمیخوانید، هوشمند مرتب میکنید، از گوشهایتان استفاده میکنید، و هر هفته چرخه را میبندید قبل از اینکه چیزی انباشته شود.
Frequently asked questions
- دانشجویان چطور از پس این همه مطالعه برمیآیند؟
- باید دست از این ایده بردارید که باید همه چیز را کلمهبهکلمه بخوانید. اول ایده اصلی را بگیرید، بعد فقط جاهایی که ضعیف هستید یا استاد تأکید کرده، عمیقتر بروید. اگر یک فصل را به صوت تبدیل کنید و یک بار گوش بدهید، کلیت آن را سریع میگیرید و بعد خواندن واقعیاش راحتتر میشود.
- چند ساعت در روز باید به عنوان دانشجو درس بخوانم؟
- یک راهنمای رایج میگوید به ازای هر ساعت کلاس، دو تا سه ساعت خارج از کلاس مطالعه کنید، اما عدد مهم نیست، چرخه مهم است. مرور کوتاه و منظم از یک جلسه حفظ طولانی بهتر است، چون فاصلهگذاری در مرور با فراموشی مقابله میکند. یک ریتم هفتگی ثابت انتخاب کنید که واقعاً بتوانید حفظاش کنید.
- بهترین روش مرور برای امتحان دانشگاه چیست؟
- به جای خواندن دوباره، از خودتان امتحان بگیرید. با فلشکارت، تست کوتاه یا آزمون شبیهسازیشده جوابها را از ذهنتان بیرون بکشید، همه چیز برگرفته از یادداشتهای خودتان. این همان اثر آزمون است، یکی از قابلاعتمادترین یافتههای علم یادگیری، و دقیقاً نشان میدهد چه چیزی هنوز بلد نیستید.